خوشا دل سپردن به عشق خدایی / ز قید هوس های دنیا، رهایے 

خوشا، از گناهان همه توبه کردن / به درگاه حق، نیمه شب، چهره سایے 

خوشا بر فراز جهان پر گشودن / گذشتن ز خودبینی و خودنمایے 

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖

تا به تو فکر میکنم... جاری می شوند واژه‌ها از قلبم

و تا به واژه‌ها فکر میکنم... لال میشوم

و ذهنم کور می‌ماند در یافتن حروف

اما نه... مشکل از من نیست!


 

تا به تو فکر میکنم... جاری می شوند واژه‌ها از قلبم

و تا به واژه‌ها فکر میکنم... لال میشوم

و ذهنم کور می‌ماند در یافتن حروف

اما نه... مشکل از من نیست!

برای گفتن یک دوستت دارم ساده

تمام حروف را احضار کردم ولی تمامشان گریختند

می‌بینی! تقصیر من نیست

خوش به حال تو

 و خوش به حال نام باشکوه عشق

که تمام واژه‌ها در برابرش قالب تهی می‌کنند . . .

تازه می‌فهمم چقدر گاهی واژه بی‌معناست

 

چه کسی می‌داند چقدر مرگ، یعنی مرگ؟

تنها چقدر تنها است؟

درد چقدر درد دارد؟

و یا چه کسی می‌داند "ابهام" چگونه واضح می‌شود؟

"تاریکی" چگونه روشن می‌گردد؟

در "راز" چه سکوت سنگینی پنهان است؟

و سکوت گاهی چقدر دندان‌شکن است؟

حق دارند شاعران اگر غمگین باشند

وقتی باید جور این واژه‌های بی‌مسئولیت را بکشند. . .


اما تو...

تو بخند

خوشحال باش!

من آفریده شده‌ام تا تمام غمت را به دوش کشم

من با تمام واژه‌هایی که از خیالت دوباره از قلبم خواهند جوشید

خیالم راحت است

تا شعر هست

بی‌تو تنها نخواهم ماند!

 



تاريخ : سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٤ | ٤:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : دل را به خدا بسپار | نظرات ()

.::.