آیا مردم فکر می کنند همین که بگویند "ایمان آوردیم"

به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد؟!

«عنکبوت آیه ۲»

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖ 

۱۰ عادت بد که شما را غیرحرفه‌ای نشان می‌دهد



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤ | ۸:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

 آرزوهات رو یک جا یادداشت کن 

و یکی یکی از خدا بخواه 

خدا یادش نمیره اما تو یادت میره که 

چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بود

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖ 

تنهایی را بلندترین شاخه درخت بهتر میفهمد...! 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٤ | ٧:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

پروردگارا ببخش مرا

که انقدر حسرت نداشته هایم را خوردم

شاکر داشته هایم نبودم...

منبع: جملات زیبا - معبر فیروزه ای

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖ 



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٤ | ٧:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

ای کسانی که ایمان آورده اید!

از بسیاری از گمانها بپرهیزید

چرا که بعضی از گمانها گناه است.

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖ 

قلم در توصیف تو عاجز است



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٤ | ٧:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

درست در لحظه آخر...

در اوج توکل و نهایت تاریکی ...

نوری نمایان می شود، معجزه ای رخ می دهد

خــــدا از راه می رسد...!

منبع فتوکده 

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖ 

 مرهم عاشقان 



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٤ | ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

 چه عاشقانه ای بین ماست

مــن و خـــــــــدا

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖ 

گاهی ...



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٤ | ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

مگر از زندگی چه میخواهید!

که درخدایی خدا، یافت نمی شود؟؟ 

 منبع فتوکده

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖ 

یک متن از خودم



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٤ | ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

---------هر انسانی بودی خاصی دارد !

-----------------گاهی

-----------------برخی عجب بوی خـــــــــــدا می دهند !

------------------------مثل

--------------------مــــــــــــــــ❤ــــــــــــــادر

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖

اری درست است...

در ادبیات الهی ''مادر" نوشته می شود ولی...

"فرشته" خوانده می شود!

 

داستان کوتاه و بسیار زیبا: مادرش آلزیمر داشت، بهش گفتن... 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٤ | ٩:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

میدونی وقتی خدا داشت بدرقت میکرد چی گفت؟

گفت:

جایی که میری مردمی داره که میشکننت.

نکنه غصه بخوری تو تنها نیستی

.تو کوله بارت عشق میذارم صبوری رو میزارم که بگذری...

قلب میزارم که جابدی...

اشک میدم تا همراهیت کنه...

و اما مرگ که بدونی دوباره پیش خودم برمیگردی....

 


تاريخ : چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳٩٤ | ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

تا لحظه شکست به خدا ایمان داشته باش

خواهی دید که ان لحظه هرگز نخواهد رسید . . .




تاريخ : پنجشنبه ٤ دی ۱۳٩۳ | ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

بخاطر بسپار همراهی خدا با انسان، مثل نفس کشیدن است:

آرام، بی صدا، همیشگی!




تاريخ : چهارشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۳ | ۱:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

خدایا من در کلبه فقیرانه خویش چیزی دارم

که تو در عرش کبریایی خود نداری

من چون تویی دارم و

تو چون خودی

نداری

 خدایا دریاب مرا... 



تاريخ : جمعه ۱٤ شهریور ۱۳٩۳ | ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

مسکینی دیدم با کفش پاره شکر می کرد خدا را !

گفتم که کفش پاره شکر خدا ندارد؟!

گفتا یکی شکر می کرد ، دیدم که پا ندارد …




تاريخ : پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۳ | ٩:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

خدای من بمان

ای دیدگانی تار ... می نویسم ... برای تو و برای دل !

دل !....این دل تنگ و تنها ... امروز تنهاتر از هر زمان دیگری هستم.....

تو هستی ! .... در تار و پود لحظاتم.... اما ...



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۸:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

 

  

آتشی که نمى سوزاند ابراهیم را

و دریایى که غرق نمی کند موسى را

کودکی که مادرش او را به دست موج هاى نیل می سپارد

تا برسد به خانه ی تشنه به خونش

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند

سر از خانه ی عزیز مصر در می آورد

آیا هنوز هم نیاموختی که اگر همه ی عالم



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۸ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

آرزویت را برآورد میکند ، آن خدایی که آسمان را برای خنداندن گلی میگریاند . . .




تاريخ : سه‌شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۳ | ۳:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

 دلت که گرفت، دیگر منتِ زمین را نکش
راهِ آسمان باز است ، پر بکش . . .



تاريخ : دوشنبه ۳ شهریور ۱۳٩۳ | ۸:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

خدا را گفتم

بیا جهان را قسمت کنیم :

آسمان برای من ابرهایش برای تو

دریا برای من موج هایش برای تو

ماه برای من خورشید برای تو

خدا خندید و گفت :

تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..

من هم برای تو

منبع: راه سفید



تاريخ : دوشنبه ۳ شهریور ۱۳٩۳ | ٦:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

 خدازمین رو مدور آفرید تا به انسان بگه همون لحظه ای که فکر می کنی به آخر دنیا رسیده ای درست در نقطه آغاز هستی



تاريخ : یکشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۳ | ۳:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

دلم را سپردم به بنگاه دنیا
وهی اگهی دادم به اینجا و انجا
و هر روز برای دلم مشتری امد و رفت
و هی این و ان سرسری امد و رفت
ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بودکسی قفل قلب مرا وا نکرد
یکی گفت:چرااین اتاق پر از دود و آه است!
یکی گفت:چه دیوارهایش سیاه است!
یکی گفت:چرا نور اینجا کم است؟!
و ان دیگری گفت:و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است!
و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری
و من تازه آن وقت گفتم:خدایا تو قلب مرا می خری؟
و فردای آن روز خدا امد و توی قلبم نشست
و در را به روی همه پشت خود بست!



تاريخ : شنبه ۱ شهریور ۱۳٩۳ | ٦:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

گفتم خدایا دلم گرفته؛ گفت از من؟

گفتم خدایا از همه دلگیرم؛ گفت حتی من؟

گفتم خدایا چقدر دوری؛ گفت تو یا من؟

گفتم خدایا دلم را ربودند؛ گفت پیش از من؟

گفتم نگران روزیم؛ گفت آن با من.

گفتم خیلی تنهایم؛ گفت تنهاتر از من؟

گفتم درون قلبم خالیست؛ گفت پرش کن از عشق من.

گفتم دست نیاز دارم؛ گفت بگیر دست من.

گفتم از تو خیلی دورم؛ گفت من از تو نه.

گفتم آخر چگونه آرام گیرم؟ گفت با یاد من.

گفتم خدایا کمک خواستم؛ گفت غیر از من؟

گفتم خدایا دوستت دارم؛ گفت بیشتر از من؟

گفتم با این همه مشکل چه کنم؟ گفت توکل به من.

گفتم هیچ کسی کنارم نمانده؛ گفت بجز من.

گفتم خدایا چرا اینقدر میگویی من؟ گفت چون من از تو هستم و تو از من.



تاريخ : جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳ | ٥:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

روی هرپله که باشی خدا یه پله ازتو بالاتره

نه بخاطر اینکه خداست، بخاطر اینکه دستت رو بگیره...



تاريخ : جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳ | ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

گفتم: خسته‌ام 

گفت: "لاتقنطوا من رحمة الله" از رحمت خدا ناامید نشید (زمر/53)

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفت: "و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا" تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیکباشه (احزاب/63)

 

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!

گفت: "عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم" شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216)

 

گفتم: "انا عبدک الضعیف الذلیل..." اصلا چطور دلت میاد؟ 

گفت: "ان الله بالناس لرئوف رحیم" خدا نسبت به همه‌ی مردم (نسبت به همه) مهرباناست (بقره/143)

 

گفتم: دلم گرفته 

گفت: "بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا" باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند(یونس/58)



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳ | ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()
خدایا حواست هست؟

         صدای هق هق گریه هایم از گلویی می آید که تو از رگش به من نزدیکتری
 

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه دیروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

 

گفت: عزیز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی. من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره ات نشسته بودم.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳ | ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

از خدا پرسیدم: خدایا چطور می‌توان بهتر زندگی کرد؟ خدا جواب داد:گذشته‌ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر، با اعتماد زمان  حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه‌ای انداز.

هیچ‌گاه به باورهایت شک نکن، شک‌هایت را باور نکن؛ زندگی شگفت‌انگیز است فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید.

مهم این نیست که قشنگ باشی، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر

مهم این نیست که شیر باشی یا آهو مهم این است که با تمام توان شروع به دویدن کنی

کوچک باش و عاشق... که عشق می‌داند آئین بزرگ کردنت را

بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه پایان رسیدن

فرق نمی‌کند گودال آب کوچکی باشی یا دریای بیکران ... زلال که باشی آسمان در توست.

نلسون ماندلا

 



تاريخ : جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳ | ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

 خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم

 

خدا گفت : پس می خواهی با من گفتگو کنی ؟ 

گفتم :اگر وقت داشته باشید .

خدا لبخند زد ،

وقت من ابدی است .

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی از من بپرسی ؟

گفتم : چه چیز بیشتر از همه شمارا در مورد انسان متعجب میکند ؟

خدا پاسخ داد....



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳ | ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

.::.
  • بک لینک | میله