همیشه نگاهت به اون بالا باشه

تا دلتـــــــــــــ

از پایینی ها نگیره

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖

✔ دختر کوچولو دو تا سیب تو هر دو دستش داشت.

همون موقع مادرش وارد اطاق شد

چشمش به دو تا دست دخترش افتاد.

و بهش گفت : " یکی از سیباتو به من میدی ؟"

دخترک نگاهی خیره به مادرش انداخت و نگاهی به هر دو سیب .

کمی فکر کرد و ناگهان یه گاز به هر دو سیب زد!



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٤ تیر ۱۳٩٤ | ٥:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖

سه داستان کوتاه فوق العاده:

روزی تمام روستایی ها تصمیم گرفتند تا برای بارش باران دعا کنند در روزی که همگی برای دعا جمع شده بودند تنها یک پسر یچه با خود چتری داشت

این یعنی ایمان

یک کودک یک ساله ای را تصور کنید زمانی که شما او را به هوا پرتاب می کنید او میخندد چرا که او میداند شما او را خواهید گرفت

این یعنی اعتماد

هر سب که ما به رختخواب میرویم هیچ اطمینانی نداریم که فردا صبح زنده بر میخیزیم با این حال ساعت را برای فردا کوک میکنیم

این یعنی امید



تاريخ : دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ٩:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

.::.
  • بک لینک | میله