همیشه نگاهت به اون بالا باشه

تا دلتـــــــــــــ

از پایینی ها نگیره

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖

✔ دختر کوچولو دو تا سیب تو هر دو دستش داشت.

همون موقع مادرش وارد اطاق شد

چشمش به دو تا دست دخترش افتاد.

و بهش گفت : " یکی از سیباتو به من میدی ؟"

دخترک نگاهی خیره به مادرش انداخت و نگاهی به هر دو سیب .

کمی فکر کرد و ناگهان یه گاز به هر دو سیب زد!



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٤ تیر ۱۳٩٤ | ٥:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

در سمت توام

دلم باران

دستم باران

دهانم باران

چشمم باران

روزم را بابندگے تو پاگشا می کنم

هراذانے که می وزد پنجره ها باز می شوند

یاد تو کوران می کند

هراسم تو را که صدا می زنم

ماه دردهانم هزار تکه می شود

کاش من همه بودم 

با همه دهان ها تو راصدا می زدم

کفش هاے ماه را به پا کرده ام

دوباره عازم توام

تا بوے زلف یار در آبادے من است

هرلب که خنده اے کند از شادے من است

زندگـــے بـاتـــوستـــــــــــ . . .

زندگـــے همین حـالاستـــ . . .

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖

چرا نباید دوست دختر داشته باشیم؟

حاج‌آقا گفت دوست‌دختر داشته باش!!

پسر جوان: سلام حاج آقا، ببخشید مزاحم شدم. می‌شه یه سؤال خاص بپرسم؟

حاج آقا: سلام عزیزم، بپرس.

پسر جوان: دوست دختر اشکال داره؟

حاج آقا: نه خیلی هم خوبه. اگه دختر خوبی سراغ داری از دستش نده.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ٩:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

بر خاکی نشسته بودم ؛

که خدا آمد و کنارم نشست !

گفت : مگر کودک شده ای !؟

که با خاک بازی میکنی !

گفتم : نه ! ولی . . .



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۳ فروردین ۱۳٩٤ | ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

.::.
  • بک لینک | میله