خوشا دل سپردن به عشق خدایی / ز قید هوس های دنیا، رهایے 

خوشا، از گناهان همه توبه کردن / به درگاه حق، نیمه شب، چهره سایے 

خوشا بر فراز جهان پر گشودن / گذشتن ز خودبینی و خودنمایے 

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖

تا به تو فکر میکنم... جاری می شوند واژه‌ها از قلبم

و تا به واژه‌ها فکر میکنم... لال میشوم

و ذهنم کور می‌ماند در یافتن حروف

اما نه... مشکل از من نیست!



ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٤ | ٤:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

ماهیان از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند

و چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند. 

تلاطم های زندگی حکمتی از خداوند است

پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه دریای دور و برمان. 

❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖❖

بوی باران می دهد باز ، لحظه های خداحافظی

سلام بده به شب ، به خواب ، دم دمای خداحافظی

 

چقدر معصومانه واژه ها را طی می کردی

حالا رسیدی به آخرین هجا های خداحافظی

  

حالا که رفته ای واژه های تازه هم گریه می کنند

نگاه کن چه عالمی دارد این گریه های خداحافظی

 

بگو وقتی می رفتی چرا چشم هایت همچنان تَر بود؟

تنها آرزویت چه بود آن آخرین دقیقه های خداحافظی

 تو مهربانی هنوز هم در این آخرین لحظه های خداحافظی

شاعر پریسا غضنفری



تاريخ : چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ۳:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

پیش از این‌ها فکر می‌کردم خدا

خانه‌ای دارد کنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه‌ها

خشتی از الماس خشتی از طلا

پایه‌های برجش از عاج و بلور

بر سر تختی نشسته با غرور

ماه برق کوچکی از تاج او

هر ستاره پولکی از تاج او

اطلس پیراهن او آسمان

نقش  روی دامن او  کهکشان

رعد و برق شب طنین خنده‌اش

سیل و طوفان نعره‌ی توفنده‌اش

دکمه‌ی پیراهن او آفتاب

برق تیر و خنجر او ماهتاب

هیچ کس از جای او آگاه نیست

هیچ کس را در حضورش راه نیست



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩۳ | ٩:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()


گاهی نه گریه آرامت میکند و نه خنده

نه فریاد آرامت میکند و نه سکوت

آنجاست که با چشمانی خیس 

رو به آسمان میکنی و میگویی 

خدایا تنها تو را دارم

تنهایم مگذار


تشکر از وبلاگ گل های کاغذی دلم 



تاريخ : سه‌شنبه ۱ مهر ۱۳٩۳ | ٤:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : پوریا آریافر | نظرات ()

.::.
  • بک لینک | میله