نگاه زیبا - 92

لبخند روی لبای مادرش خشک شد ! چهره ی مادر داد میزد که چقدر از دخترش نا امید شده...

امّا ؛ دخترک لحظه‌ای بعد یکی از سیب‌های گاز زده رو به طرف مادرشگرفت و گفت : " مامان جوون بیا اینو بخور ، چون این سیب شیرین‌ تره ! "   

مادر خشکش زد ! چه اندیشه‌ایی به ذهنش راه داده بود و دخترکش در چه اندیشه ایی بود !


 هر قدر با تجربه باشیم ، در هر مقامی هم که باشیم ، هر قدر هم خودمونو دانشمند بدونیم ، قضاوت رو باید کمی به تأخیر بندازیم و بذاریم طرف مقابل فرصتی برای توضیح داشته باشه


 قبل از اینکه درباره راه رفتن کسی قضاوت کنی، کمی با کفش های او راه برو


 گاهی قضاوتنادرست درباره کسی ممکن است به قسمت تباهی زندگی او تمام شود، قضاوت واقعی فقط مخصوص خداست،حقیقت زندگی انسان ها شاید با برداشت شما از آن، فرسنگ ها فاصله داشته باشد.

/ 22 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الناز

لايكــــــــــــــــــــــــــــ عالي بودش

رها

نبار باران ، زمین جای قشنگی نیست من از اهل زمینم خوب میدانم که گل در عقد زنبور است ولی سودای بلبل دارد و پروانه را هم دوست میدارد ...

فاطمه

عالی بود [گل]

هیوا

اقا پوریا خیلی خوشگل بود مرسی

ما پنج نفر

وبتون خیلی زیباست خوشحال میشیم به ما هم سری بزنید

فاطمه

سلام واقعا زیبا بود اگه با تبادل لینک موافقین بهم خبر بدین[خداحافظ]

زهرا خانوم

خوشحال میشم تبادل لینگ کنیم اگ موافق بودین خبرم کنین

سیما

نمیدانم شایدبزرگترین موهبت زندگیم این است که هیچکس راان اندازه که بد به نظر میرسد بد نمیبینم وقضاوتش نمیکنم,شاید ان هم به خاطر ای حدیث است که "،اگرفردی را دیروز درحال گناه کردن دیدی امروز به ان چشم نگاه نکن شاید دیشب توبه کرده باشد"،بازم ممنون

sisili

خیییییییییییییییییییییییییییییییییلییییییییییییییییییییییییییییی قشنگ بود

ماهرخ

ای کاش همه اینطوری باشیم[گریه]